تابآوری در برابر انواع تروما
از مدیریت بحران تا بهبودی و رشد
تروما (Trauma) یا روانزخم، پاسخی هیجانی و فیزیولوژیک به رویدادهای بسیار استرسزا و تکاندهنده است که توانایی فرد برای مقابله را در هم میشکند.
در این میان، پرسشی بنیادین در روانشناسی و مددکاری اجتماعی مطرح است:
چرا برخی افراد پس از تجربهای هولناک دچار اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) میشوند، در حالی که برخی دیگر با گذشت زمان به زندگی بازگشته و حتی قویتر میشوند؟ پاسخ در مفهوم «تابآوری» نهفته است.
آیا تابآوری با درمان تروما مرتبط است؟
پاسخ کوتاه، بله است. تابآوری نه تنها با درمان تروما مرتبط است، بلکه «ستون فقرات» پروتکلهای درمانی نوین محسوب میشود.
در رویکردهای درمان ترومامحور (Trauma-Informed Care)، هدف صرفاً حذف نشانههای بیماری نیست، بلکه تقویت ظرفیتهای درونی فرد برای بازگشت به عملکرد عادی و فراتر از آن است.
تفاوت رویکردها:
- مدیریت تروما: بر کاهش آسیبهای آنی و تثبیت وضعیت فرد تمرکز دارد.
- درمان تروما: بر پردازش خاطره تروما و ادغام آن در حافظه به شکلی که دیگر دردناک نباشد، تمرکز میکند.
- تابآوری: ابزاری است که فرد را قادر میسازد در حین درمان، بر ناامیدی غلبه کرده و فرآیند بهبودی را تا انتها طی کند.
مکانیسمهای اثرگذاری تابآوری بر انواع تروما
تابآوری در برابر انواع تروما (اعم از تروماهای تکرویدادی مثل تصادف، یا تروماهای پیچیده مثل سوءرفتار در دوران کودکی) از طریق چند مسیر عمل میکند:
الف) تنظیم هیجانی (Emotional Regulation)
افراد تابآور توانایی بهتری در مدیریت برانگیختگیهای ناشی از تروما دارند. آنها میتوانند از تکنیکهای خودآرامسازی استفاده کنند تا از «غرقشدگی هیجانی» جلوگیری کنند؛ امری که در درمان تروما حیاتی است.
ب) بازسازی شناختی (Cognitive Reframing)
تابآوری به فرد کمک میکند تا معنای تروما را تغییر دهد. به جای دیدن خود به عنوان یک «قربانی» (Victim)، خود را به عنوان یک «بازمانده» (Survivor) بازشناسی میکند. این تغییر نگاه، اولین قدم در درمانهای شناختی-رفتاری تروما است.
ج) انسجام سیستم عصبی
پژوهشهای عصبشناسی نشان میدهند که تمرینهای تابآوری باعث تقویت قشر پیشپیشانی مغز میشود که مسئول کنترل منطقی بر آمیگدال (مرکز ترس) است. این امر باعث میشود فرد در مواجهه با یادآورهای تروما (Triggers)، واکنشهای شدید نشان ندهد.
نقش تابآوری در «رشد پس از تروما» (PTG)
یکی از پیشرفتهترین مباحث در رابطه تروما و تابآوری، مفهوم رشد پس از سانحه است. تروما مانند زلزلهای است که باورهای فرد درباره جهان را ویران میکند.
فرد تابآور از آجرهای بهجا مانده از این ویرانی، بنایی جدید و مقاومتر میسازد. تغییرات مثبت پس از تروما شامل موارد زیر است:
- قدردانی بیشتر از زندگی.
- روابط صمیمانهتر با دیگران.
- احساس قدرت شخصی بیشتر.
- تغییر اولویتهای زندگی و معنویت.
تکنیکهای تقویت تابآوری در مسیر درمان
در جلسات درمان و مددکاری اجتماعی، برای افزایش تابآوری مراجعانِ تروما دیده، از راهکارهای زیر استفاده میشود:
- ایجاد شبکه حمایتی: تروما باعث انزوا میشود؛ تابآوری از طریق پیوند دوباره با جامعه تقویت میشود.
- پذیرش واقعیت: تمرکز بر آنچه قابل تغییر است و پذیرش آنچه از کنترل خارج شده است.
- خودمراقبتی فعال: بهبود خواب، تغذیه و ورزش که به طور مستقیم بر شیمی مغز و مقاومت در برابر استرس اثر میگذارد.
- هدفگذاری خرد: توانایی انجام کارهای کوچک روزمره در اوج بحران، حس کارآمدی (Self-Efficacy) را در فرد بیدار میکند.
نتیجهگیری
تابآوری به معنای مصونیت در برابر تروما نیست؛ فرد تابآور هم درد میکشد، هم اشک میریزد و هم دچار اضطراب میشود. اما تفاوت در این است که تابآوری به او اجازه نمیدهد در وضعیت تروما «متوقف» شود.
در فرآیند درمان، تابآوری مانند یک کاتالیزور عمل میکند که دردِ ناشی از زخمهای روانی را به سوختی برای حرکت رو به جلو تبدیل میکند.
بنابراین، هر برنامهی درمانی برای تروما که فاقد مولفههای تقویت تابآوری باشد، ناقص و ناپایدار خواهد بود.






