
ریشه اصلی آسیبهای اجتماعی از منظر پدر تاب آوری نوین ایران
ستونهای استوار زیستن: چرا آموزش مهارتهای زندگی از کودکی تا بزرگسالی حیاتی است؟
رسانه تاب آوری ایران – در دنیای پرتلاطم امروز که تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فناوری با سرعتی غیرقابل پیشبینی رخ میدهند، انسانها برای بقا و شکوفایی نیازمند ابزارهایی فراتر از دانش آکادمیک هستند.
«مهارتهای زندگی» به عنوان زیربنای سلامت روان و تابآوری فردی، حلقهی مفقودهای است که بسیاری از جوامع در مواجهه با آسیبهای اجتماعی با آن دست و پنجه نرم میکنند.
دکتر جواد طلسچی یکتا، بنیانگذار رسانه «تابآوری ایران» و پدر تابآوری نوین ایران، با نگاهی آسیبشناسانه، بر این باور است که نادیده گرفتن آموزش نظاممند این مهارتها، ریشه اصلی بروز و گسترش آسیبهای اجتماعی است.
ریشهیابی آسیبهای اجتماعی در غفلت آموزشی
دکتر طلسچی یکتا معتقد است که بخش عمدهای از آسیبهای اجتماعی – از اعتیاد و بزهکاری گرفته تا تعارضات خانوادگی و فرسودگیهای روانی – نه صرفاً به دلیل عوامل محیطی، بلکه به دلیل «فقر مهارتهای زیستی» رخ میدهند.
زمانی که فرد (در هر سن و سالی) فاقد مهارتهایی همچون حل مسئله، مدیریت خشم، تفکر انتقادی و همدلی باشد، در مواجهه با فشارهای زندگی، مکانیسمهای دفاعی ناکارآمدی را انتخاب میکند.
غفلت از آموزش این مهارتها در طول مسیر رشد، منجر به ایجاد «شکاف تابآوری» شده است؛ شکافی که امروزه با ظهور آسیبهای اجتماعی جدید و پیچیده، عمیقتر نیز شده است.
گذار از آموزشهای نمایشی به آموزشهای اثربخش
یکی از انتقادات کلیدی دکتر طلسچی به سیستمهای آموزشی رایج، «سطحینگری» است.
بسیاری از دورههای آموزشی با هدف رفع تکلیف برگزار میشوند و فاقد استانداردهای لازم برای ایجاد تغییر پایدار در رفتار هستند. بر اساس دیدگاه ایشان، آموزش کارآمد و اثربخش باید بر ستونهای زیر استوار باشد:
نیازسنجی دقیق
آموزش نمیتواند یک نسخه واحد برای همه باشد. پیش از طراحی هر برنامه آموزشی، باید نیازهای واقعی مخاطب (کودک، نوجوان یا بزرگسال) در بستر محیطی و روانیاش شناسایی شود. آموزشِ بدون نیازسنجی، شلیک در تاریکی است.
برنامهمندی و هدفمندی
آموزش باید دارای نقشه راه مشخص (Roadmap) باشد. هر جلسه آموزشی باید در راستای یک هدف رفتاری مشخص طراحی شود. بدون برنامهریزی، آموزشها پراکنده و گسسته خواهند بود و ذهن مخاطب قادر به یکپارچهسازی آموختهها نخواهد بود.
پایش محوری و استمرار
دکتر طلسچی تأکید ویژهای بر «پایش» (Monitoring) دارند. آموزشِ مقطعی و غیرمستمر تأثیری در ساختارهای روانی و رفتاری فرد ندارد. اثربخشی آموزش در گرو تکرار، تمرین و پایش مستمر نتایج است. اگر آموزشها به صورت مداوم پیگیری نشوند، یادگیری به فراموشی سپرده شده و مهارتها درونی نمیشوند.
آموزش از کودکی تا بزرگسالی: یک مسیر پیوسته
تابآوری یک ویژگی ثابت نیست، بلکه مهارتی است که باید در طول چرخه عمر (Life Span) پرورش یابد.
- در کودکی: تأکید بر شناسایی و ابراز هیجانها و مهارتهای خودتنظیمی است.
- در نوجوانی: تمرکز بر تفکر انتقادی، مهارتهای ارتباطی و تصمیمگیری در شرایط بحرانی اهمیت مییابد.
- در بزرگسالی: تمرکز بر مدیریت استرس، سازگاری با تغییرات محیط کار و خانواده و حفظ سلامت روان در شرایط دشوار است.
دکتر طلسچی یکتا بارها گوشزد کردهاند که «آموزش غیرمستمر و غیرهدفمند» نه تنها هزینههای زمانی و مالی را هدر میدهد، بلکه نوعی «فریب آموزشی» محسوب میشود که مخاطب را در مواجهه با واقعیتهای سخت زندگی، تنها میگذارد.
نتیجهگیری
سرمایهگذاری بر روی مهارتهای زندگی، به معنای سرمایهگذاری بر روی امنیت روانی و اجتماعی جامعه است.
دیدگاههای دکتر جواد طلسچی یکتا، دعوتی است به تغییر پارادایم: از آموزشهای کلیشهای به سمت برنامههای تابآوریِ مبتنی بر داده، هدفمند و مستمر. برای جامعهای که میخواهد در برابر بحرانهای نوین ایستادگی کند، چارهای جز تبدیل آموزش مهارتهای زندگی به یک «فرهنگِ همیشگی» وجود ندارد.
برای کسب اطلاعات بیشتر و دستیابی به منابع علمی در این زمینه، میتوانید به وبسایت رسانه تابآوری ایران مراجعه نمایید.






