اهمیت تابآوری زنان
ستون فقرات پایداری خانواده و توسعه پایدار
تابآوری (Resilience) در ادبیات معاصر روانشناسی، نه به معنای مقاومت منفعلانه در برابر ضربات زندگی، بلکه به معنای توانایی «جهش به جلو» پس از تجربهی تروما و بحران است.
در این میان، تابآوری زنان به دلیل نقشهای محوری آنها در تولید مثل اجتماعی، تربیت نسل و مدیریت اقتصاد خرد، اهمیتی فراتر از فرد دارد.
وقتی یک زن تابآور میشود، او به لنگرگاهی برای سیستمهای پیرامون خود (خانواده، محیط کار و جامعه) تبدیل میگردد.
تبیین روانشناختی: «جادوی معمولی» زنان
دکتر آن ماستن، پژوهشگر برجسته تابآوری، این مفهوم را «جادوی معمولی» (Ordinary Magic) مینامد.
او معتقد است تابآوری ناشی از فرآیندهای پیچیده و عجیب نیست، بلکه حاصل عملکرد صحیح سیستمهای انطباقی است.
الف) تنظیم هیجانی و بقای روانی
زنان به طور سنتی و بیولوژیکی، مهارتهای کلامی و ارتباطی قویتری برای پردازش تروما دارند.
این توانایی در بازگویی تجربه (Storytelling) و برونریزی عواطف، باعث میشود که زنان سریعتر از مردان وارد مرحله «معنایابی» پس از بحران شوند.
ب) انعطافپذیری عصبی (Neuroplasticity)
تحقیقات نشان میدهد که نقشهای چندگانه زنان (Multi-tasking) باعث تقویت انعطافپذیری شناختی آنها میشود.
این انعطافپذیری در زمان وقوع فاجعه، به آنها اجازه میدهد تا با سرعت بیشتری با شرایط جدید (مانند از دست دادن شغل یا تغییر مکان زندگی) سازگار شوند.
اهمیت تابآوری زنان در اقتصاد و توسعه
بر اساس گزارشهای بانک جهانی، تابآوری اقتصادی زنان یکی از سریعترین راهها برای ریشهکنی فقر است.
-
مدیریت منابع در زمان قحطی: در جوامع در حال توسعه، زنان تابآور با مدیریت دقیق منابع محدود غذایی و مالی، مانع از فروپاشی تغذیهای خانواده میشوند.
-
سرمایهگذاری روی نسل بعد: آمارها نشان میدهد زنان تابآور بیش از ۹۰ درصد درآمد خود را صرف آموزش و بهداشت فرزندان میکنند، در حالی که این رقم در مردان بین ۳۰ تا ۴۰ درصد است. بنابراین، تابآوری زن مستقیماً به معنای ارتقای شاخصهای توسعه انسانی است.
نقش زنان در تابآوری اقلیمی و زیستمحیطی
با افزایش بحرانهای اقلیمی، سازمان ملل بر نقش زنان به عنوان «نگهبانان زمین» تأکید دارد.
زنان در بسیاری از جوامع، مسئول تأمین آب و سوخت هستند. تابآوری آنها در برابر خشکسالی یا سیل، به معنای تداوم حیات در جوامع محلی است.
تأثیرات بیننسلی: انتقال تابآوری به فرزندان
یکی از مهمترین دلایل اهمیت تابآوری زنان، نقش آنها به عنوان «الگوی دلبستگی ایمن» است.
-
نظریه دلبستگی: مادری که بتواند استرس خود را مدیریت کند (Co-regulation)، به سیستم عصبی کودک آموزش میدهد که چگونه در برابر ناملایمات آرام بماند.
-
پیشگیری از ترومای بیننسلی: زنان تابآور قادرند زنجیره انتقال اضطراب و تروما را در خانواده قطع کنند و از انتقال آسیبهای روانی خود به نسل بعد جلوگیری نمایند.
چالشها و ضرورت حمایت ساختاری
نباید تابآوری را دستاویزی برای نادیده گرفتن رنج زنان قرار داد.
اهمیت تابآوری زنان در این است که بدانیم این ویژگی یک «منبع تمامشدنی» است.
-
فرسودگی ناشی از مراقبت: اگر جامعه بستر حمایتی فراهم نکند، تابآوری زن به «فرسودگی مزمن» تبدیل میشود.
-
شکاف جنسیتی: نابرابری در حقوق و دسترسی به منابع، سقف پرواز تابآوری زنان را محدود میکند.
نکته کلیدی: تابآوری زنان یک مسئولیت فردی نیست؛ بلکه یک ضرورت سیاسی و اجتماعی است. جامعهای که زنانش را توانمند میکند، در واقع در حال ساختن یک زره پولادین در برابر بحرانهای آینده است.
نتیجهگیری
اهمیت تابآوری زنان در این حقیقت نهفته است که آنها «چسب اجتماعی» هستند. آنها پیوند میان نسلها، پیوند میان خانه و اجتماع، و پیوند میان رنج و امید را برقرار میکنند.
سرمایهگذاری بر روی تابآوری زنان (از طریق آموزش، بهداشت و استقلال مالی)، نه یک عمل خیرخواهانه، بلکه استراتژیکترین تصمیمی است که یک دولت یا جامعه میتواند برای بقای خود اتخاذ کند.
وقتی زنی یاد میگیرد که چگونه از خاکستر بحرانها دوباره برخیزد، او نه تنها خودش، بلکه تمام دنیای پیرامونش را با خود به سمت نور میبرد.
منابع مفید جهت مطالعه تکمیلی
-
Masten, A. S. (2014). Ordinary Magic: Resilience in Development.
-
UN Women: World Survey on the Role of Women in Development.
-
World Economic Forum: The Global Gender Gap Report.



