تابآوری شبکه بانکی و زیرساختهای مالی در برابر تهدیدات
راهبرد جامع تابآوری شبکه بانکی و زیرساختهای مالی در برابر تهدیدات نوین سایبری و عملیات خرابکارانه
در نظامهای مالی معاصر، مفهوم امنیت دیگر به معنای حصارکشی به دور داراییهای دیجیتال نیست؛ بلکه به توانایی بقا و تداوم خدمترسانی در میان یک محیط متخاصم و غیرقابل پیشبینی اطلاق میشود.
گذار از پارادایم «امنیت سایبری سنتی» به «تابآوری سایبری» نشاندهنده یک بلوغ استراتژیک در درک ماهیت تهدیدات در شبکه بانکی است.
در حالی که امنیت سایبری بر پیشگیری از نفوذ و محافظت از مرزهای شبکه تمرکز دارد، تابآوری سایبری بر این پیشفرض استوار است که وقوع یک رخنه یا اختلال سیستمی در نهایت اجتنابناپذیر خواهد بود.
این تغییر رویکرد، موسسات مالی را ملزم میکند تا فراتر از ابزارهای دفاعی، بر قابلیتهای پیشبینی، مقاومت، بازیابی و انطباق سرمایهگذاری کنند.
با توجه به پیشبینی افزایش هزینه جهانی جرایم سایبری به حدود ۱۳.۸۲ تریلیون دلار تا سال ۲۰۲۸، تابآوری دیگر نه یک انتخاب فنی، بلکه یک ضرورت برای حفظ ثبات اقتصادی و اعتماد عمومی به شبکه بانکی تلقی میشود.
تبیین مفهومی و تفاوتهای ساختاری امنیت و تابآوری در صنعت بانکداری
درک تمایز میان امنیت سایبری و تابآوری سایبری برای سیاستگذاران حوزه بانکی حیاتی است. امنیت سایبری را میتوان به عنوان نگهبانان یک قلعه تصور کرد که وظیفه اصلی آنها جلوگیری از ورود مهاجمان به فضای دیجیتال سازمان است.
این حوزه شامل دیوارهای آتش، نرمافزارهای ضدبدافزار، کنترل دسترسی و آموزش کارکنان برای شناسایی فیشینگ است. اما تابآوری سایبری فراتر از این اقدامات، به کل اکوسیستم سازمان و توانایی آن برای ادامه زندگی حتی در صورت فروریختن بخشی از دیوارها اشاره دارد.
این مفهوم شامل مدیریت ریسک، تداوم کسبوکار و بازیابی فاجعه است که در یک زنجیره یکپارچه عمل میکنند.
در نظام بانکی، زمانی که دادههای حساس به سرقت رفته یا یکپارچگی آنها مخدوش میشود، نقطه تمرکز امنیت به سمت تابآوری تغییر میکند تا اثرات حمله تعدیل شده و خدمات حیاتی در کمترین زمان ممکن به وضعیت عادی بازگردند.
موسسات مالی میانرده به دلیل محدودیت منابع و در عین حال قرار گرفتن در معرض تهدیدات مشابه بانکهای بزرگ، بیش از دیگران نیازمند توازن میان این دو حوزه هستند. جدول زیر تفاوتهای عملیاتی این دو رویکرد را در حوزه بانکی تشریح میکند:
| محور مقایسه | امنیت سایبری (Cybersecurity) | تابآوری سایبری (Cyber Resilience) |
| هدف اصلی |
جلوگیری از دسترسی غیرمجاز و سرقت داده |
تضمین تداوم عملیات بانکی تحت شرایط بحرانی |
| پیشفرض بنیادین |
رخنهها قابل پیشگیری و مهار هستند |
وقوع اختلال و نفوذ قطعی و اجتنابناپذیر است |
| دامنه نفوذ |
تمرکز بر زیرساختهای فنی و محیط الکترونیکی |
ادغام افراد، فرآیندها، فناوری و فرهنگ سازمانی |
| پیامد شکست |
توقف خدمات و آسیب به اعتبار |
انطباق با وضعیت جدید و بازیابی سریع |
| ابزارهای کلیدی |
IPS/IDS، رمزنگاری، کنترل دسترسی |
ایزولاسیون، پشتیبانگیری تغییرناپذیر، تست استرس |
تابآوری سایبری به جای تلاش برای کاهش احتمال وقوع تهدید به صفر، بر کاهش شدت پیامدهای آن تمرکز دارد. این رویکرد به معنای حفظ سطح بالایی از عملکرد حتی در حضور خطرات است.
در واقع، در حالی که مدیریت ریسک سنتی به دنبال مینیمم کردن خطرات است، تابآوری سایبری به دنبال حداکثر کردن پایداری سیستم در برابر خطراتی است که ممکن است به طور دقیق قابل محاسبه نباشند.
تحلیل اکوسیستم تهدیدات و بردارهای حمله به شبکه بانکی در بازه ۲۰۲۴-۲۰۲۵
چشمانداز تهدیدات سایبری در صنعت بانکداری به شدت تحت تأثیر پیشرفتهای هوش مصنوعی و پیچیدگی زنجیرههای تأمین دیجیتال قرار گرفته است.
تحلیلهای آماری نشاندهنده رشد ۲۰ درصدی کارتهای اعتباری نشت یافته در بازارهای غیرقانونی در سال ۲۰۲۴ است که ناشی از افزایش حملات فیشینگ و نقض دادهها در موسسات مالی بوده است.
باجافزارها و استراتژیهای جدید اخاذی
باجافزارها همچنان به عنوان یکی از مخربترین ابزارهای مهاجمان سایبری علیه بانکها عمل میکنند. گرایش جدیدی در میان گروههای مجرمانه تحت عنوان «اخاذی بدون رمزنگاری» (Data Extortion) شکل گرفته است.
در این مدل، مهاجمان به جای قفل کردن فایلها، دادههای حساس را به سرقت برده و تهدید به افشای آنها میکنند تا از شناسایی توسط ابزارهای نظارتی که بر فعالیتهای رمزگذاری متمرکز هستند، فرار کنند.
حملات به موسسات بزرگی چون ICBC نشان داد که چگونه باجافزارها میتوانند بازارهای مالی بینالمللی را به چالش بکشند.
حملات منع خدمت توزیعشده (DDoS) چندبرداری
بخش خدمات مالی همچنان هدف اصلی حملات DDoS در سطح جهان است. مهاجمان اکنون از تکنیکهای پیشرفتهای مانند «بمباران فرش» (Carpet Bombing) استفاده میکنند که ترافیک مخرب را در طیف وسیعی از آدرسهای IP پخش میکند تا شناسایی و مسدودسازی آن دشوار شود.
همچنین، سوءاستفاده از دستگاههای اینترنت اشیاء (IoT) آسیبپذیر، مانند دوربینهای مداربسته متصل به شبکه دیتاسنترها، پتانسیل ایجاد حملات حجیم تری را فراهم آورده است.
هوش مصنوعی مولد و تهدیدات هوشمند
هوش مصنوعی به عنوان یک شمشیر دو لبه، توانمندیهای تهاجمی را به شدت ارتقا داده است. نزدیک به ۴۷ درصد از سازمانها، پیشرفتهای تهاجمی ناشی از هوش مصنوعی مولد (GenAI) را نگرانی اصلی خود در سال ۲۰۲۵ گزارش کردهاند. این فناوری امکان تولید کمپینهای فیشینگ فوقالعاده متقاعدکننده، ساخت دیپفیکهای صوتی و تصویری برای کلاهبرداریهای مهندسی اجتماعی و توسعه بدافزارهای خودکار را فراهم کرده است.
مخاطرات زنجیره تأمین و وابستگیهای سیستمی
در سال ۲۰۲۴، حدود ۵۴ درصد از سازمانهای بزرگ، چالشهای زنجیره تأمین را بزرگترین مانع برای دستیابی به تابآوری سایبری معرفی کردند.
شبکه بانکی به شدت به پیمانکاران فناوری اطلاعات و خدمات ابری وابسته است. حمله به شرکتهایی مانند ION Trading و ICBC ثابت کرد که نقص امنیتی در یک تأمینکننده واحد میتواند منجر به توقف فرآیندهای حیاتی در دهها بانک دیگر شود و نقدینگی را در بازارهای جهانی تحت تأثیر قرار دهد.
| نوع تهدید | مکانیسم اثر در شبکه بانکی | پیامد احتمالی |
| باجافزار (Ransomware) |
رمزنگاری پایگاه داده یا سرقت دادههای مشتری |
توقف عملیات، جریمههای رگولاتوری، سلب اعتماد |
| حملات DDoS |
اشباع پهنای باند و منابع سرورهای اینترنتبانک |
از دسترس خارج شدن خدمات آنلاین و ATM |
| فیشینگ هوشمند (AI Phishing) |
سرقت اعتبارنامههای دسترسی ادمین یا مشتری |
انتقال غیرقانونی وجه، نقض گسترده حریم خصوصی |
| حمله زنجیره تأمین |
نفوذ از طریق نرمافزارهای شخص ثالث (مانند MOVEit) |
دسترسی به کل شبکه بانکی از طریق یک نقطه ضعف |
چارچوبها و استانداردهای بینالمللی تابآوری عملیاتی در حوزه بانکی
برای مقابله با این تهدیدات متکثر، نهادهای قانونگذار بینالمللی چارچوبهایی را تدوین کردهاند که تمرکز آنها از «دفاع از مرز» به سمت «تداوم عملیات تحت فشار» تغییر یافته است.
اصول کمیته بازل برای تابآوری عملیاتی (POR)
کمیته بازل در سال ۲۰۲۱ اصولی را منتشر کرد که بانکها را ملزم میکند تا توانایی خود را برای «ارائه عملیات حیاتی در میان اختلالات» تقویت کنند.
این اصول بر این فرض استوارند که اختلالات رخ خواهند داد و بانکها باید «تحمل برای اختلال» (Tolerance for Disruption) خود را تعریف کنند. محورهای اصلی این اصول عبارتند از:
-
حاکمیت و نظارت: هیئت مدیره باید مسئولیت نهایی تابآوری عملیاتی را بر عهده بگیرد.
-
نقشهبرداری از وابستگیها: شناسایی دقیق افراد، فرآیندها، فناوریها و دادههایی که از عملیات حیاتی پشتیبانی میکنند.
-
مدیریت حوادث: مستندسازی چرخه عمر هر حادثه و یادگیری دروس برای جلوگیری از تکرار.
-
تابآوری ICT: اطمینان از اینکه زیرساختهای فناوری اطلاعات دارای برنامههای محافظت، تشخیص و بازیابی مداوم هستند.
چارچوب NIST CSF 2.0 و پروفایل موسسه ریسک سایبری (CRI)
در حالی که چارچوب امنیت سایبری NIST نسخه ۲.۰ یک الگوی عمومی ارائه میدهد، صنعت مالی با ایجاد پروفایل CRI، این استاندارد را برای نیازهای بانکی بومیسازی کرده است.
پروفایل CRI علاوه بر توابع شناسایی، محافظت، تشخیص، واکنش و بازیابی، دو تابع جدید «حاکمیت» (Governance) و «مدیریت زنجیره تأمین و وابستگی» (Supply Chain/Dependency Management) را به عنوان ارکان اصلی تابآوری اضافه کرده است.
این پروفایل با استفاده از «بیانیههای تشخیصی» (Diagnostic Statements)، بانکها را قادر میسازد تا سطح بلوغ امنیتی خود را بر اساس اهمیت سیستمیک خود در اقتصاد جهانی (در چهار Tier) ارزیابی کنند.
یکپارچگی استانداردهای ISO 27001 و ISO 22301
در سطح عملیاتی، بانکها با تلفیق استاندارد مدیریت امنیت اطلاعات (ISMS) و استاندارد مدیریت تداوم کسبوکار (BCMS)، یک استراتژی دفاعی همهجانبه ایجاد میکنند.
ISO 27001 از داراییهای اطلاعاتی محافظت میکند، در حالی که ISO 22301 تضمین میکند که حتی در صورت موفقیت یک حمله سایبری، خدمات بانکی در چارچوب «اهداف زمان بازیابی» (RTO) به وضعیت عادی بازمیگردند. تلفیق این دو استاندارد منجر به کاهش خستگی ناشی از ممیزیهای متعدد و بهبود حاکمیت داده در سازمان میشود.
معماری امنیت اعتماد صفر (Zero Trust) در شبکههای بانکی
با توجه به افزایش دورکاری و استفاده از خدمات ابری، مدلهای امنیتی سنتی مبتنی بر مرز (Perimeter-based) دیگر کارایی ندارند.
معماری اعتماد صفر (ZTA) با شعار «هرگز اعتماد نکن، همیشه تأیید کن»، رویکردی نوین را در شبکه بانکی پیادهسازی کرده است.
ارکان پیادهسازی ZTA در زیرساختهای مالی:
-
تأیید مستمر هویت: در ZTA، هویت کاربر، دستگاه و موقعیت مکانی در هر درخواست دسترسی بررسی میشود. این کار از طریق احراز هویت چندعاملی (MFA) مقاوم در برابر فیشینگ، بررسی وضعیت امنیتی دستگاه و تحلیل رفتاری لحظهای انجام میگیرد.
-
ریزبخشبندی (Micro-segmentation): شبکه بانکی به مناطق امنیتی بسیار کوچکی تقسیم میشود. این کار مانع از حرکت عرضی (Lateral Movement) مهاجمان در داخل شبکه میشود؛ به طوری که نفوذ به سیستم اینترنتبانک به معنای دسترسی به پایگاه داده کارتهای اعتباری نخواهد بود.
-
دسترسی با حداقل امتیاز (Least Privilege): کاربران و سیستمها تنها به منابعی دسترسی دارند که برای انجام وظیفه فعلی خود به آن نیاز مبرم دارند. این اصل به ویژه در سیستمهای میانی (Middleware) بانکی برای جلوگیری از سوءاستفاده از حسابهای خدماتی (Service Accounts) حیاتی است.
تحقیقات نشان میدهد که پیادهسازی ZTA در بخش بانکی منجر به بهبود چشمگیر در تشخیص تهدیدات و کاهش زمان واکنش به حوادث شده و انطباق با مقرراتی نظیر GDPR و PCI DSS را تسهیل کرده است.
راهبردهای پیشرفته حفاظت از داده و بازیابی سایبری
در مواجهه با حملات خرابکارانه، برخورداری از نسخههای پشتیبان تنها نیمی از راه است؛ تضمین یکپارچگی و سلامت این نسخهها چالش اصلی تابآوری است.
پشتیبانگیری تغییرناپذیر (Immutable Backups)
این فناوری بر اساس مدل WORM (یک بار نوشتن، چند بار خواندن) طراحی شده است. دادههای ذخیره شده به این روش غیرقابل تغییر، حذف یا رمزگذاری مجدد هستند، حتی توسط کاربرانی که دارای دسترسی مدیریت (Admin) باشند. این قابلیت، دفاع نهایی در برابر باجافزارهایی است که به طور خاص نرمافزارهای پشتیبانگیری را هدف قرار میدهند تا امکان بازیابی را از بین ببرند.
ایجاد شکاف هوایی (Air-gapping)
شکاف هوایی فیزیکی شامل ذخیره دادهها روی سختافزارهایی است که به طور کامل از شبکه اصلی جدا شدهاند.
در مدلهای مدرن ابری، از «شکاف هوایی منطقی» استفاده میشود که در آن دادهها در یک گاوصندوق ابری مدیریت شده (Cloud Vault) قرار میگیرند و تنها در پنجرههای زمانی خاص و تحت پروتکلهای امنیتی شدید با شبکه اصلی ارتباط برقرار میکنند. این جداسازی مانع از سرایت بدافزار و دسترسی از راه دور مهاجمان به آخرین خط دفاعی سازمان میشود.
بازیابی در محیط اتاق تمیز (Clean Room Recovery)
یکی از بزرگترین ریسکها پس از حمله، بازآلودگی (Reinfection) در طول فرآیند بازیابی است. استراتژی «اتاق تمیز» شامل ایجاد یک محیط بازیابی حداقل قابل قبول (MVRE) است که کاملاً ایزوله و استریل میباشد. در این محیط، دادههای پشتیبان قبل از بازگشت به محیط تولید، توسط ابزارهای هوش مصنوعی و تیمهای فارنزیک اسکن و بررسی میشوند تا هرگونه درِ پشتی (Backdoor) یا فایل آلوده شناسایی و حذف شود.
| فناوری بازیابی | عملکرد اصلی | مزیت استراتژیک برای بانک |
| پشتیبانگیری تغییرناپذیر |
جلوگیری از تغییر یا حذف داده توسط مهاجم |
تضمین وجود یک کپی سالم و غیرقابل دستکاری |
| شکاف هوایی (Air Gap) |
جداسازی فیزیکی یا منطقی از شبکه آلوده |
مصونیت در برابر حملات گسترده و بدافزارهای خودانتشار |
| اتاق تمیز (Clean Room) |
بررسی و اسکن دادهها در محیط ایزوله قبل از بازیابی |
کاهش ریسک بازآلودگی و اطمینان از سلامت کامل سیستم |
| پشتیبانگیری بدون زنجیره |
ایجاد نسخههای مستقل و غیروابسته |
تسریع در بازیابی و حذف نقاط شکست در زنجیره پشتیبان |
هوش مصنوعی و یادگیری عمیق در پایش و تشخیص ناهنجاریها
بانکداری مدرن با حجم عظیمی از دادههای تراکنشی مواجه است که پایش دستی آنها غیرممکن است. سیستمهای مبتنی بر قوانین (Rule-based) سنتی دارای نرخ مثبت کاذب بالای ۸۰ درصد هستند و در شناسایی حملات جدید ناتوان میمانند.
معماریهای نوین AI در امنیت بانکی:
-
اتوانکودرهای LSTM (LSTM Autoencoders): این مدلهای یادگیری عمیق برای تحلیل دادههای سری زمانی و رفتاری بسیار کارآمد هستند. اتوانکودر ابتدا الگوهای تراکنشی نرمال یک مشتری را یاد میگیرد. هنگامی که یک فعالیت ناهنجار (مانند حمله باتنت یا تقلب کارت) رخ میدهد، مدل در بازسازی آن دچار خطا میشود. این میزان خطا به عنوان سیگنالی برای شناسایی ناهنجاری در کمتر از ۱۱۰ میلیثانیه استفاده میشود.
-
شبکههای عصبی گراف (GNN): برای شناسایی روابط پیچیده و غیرمستقیم میان حسابهای بانکی و کشف شبکههای پولشویی یا حملات هماهنگ شده به زیرساختهای پرداخت استفاده میشوند.
-
هوش مصنوعی توضیحپذیر (XAI): به تحلیلگران امنیتی کمک میکند تا درک کنند چرا یک تراکنش خاص به عنوان ناهنجار علامتگذاری شده است، که این امر منجر به کاهش شکاف اعتماد میان انسان و ماشین در فرآیندهای تصمیمگیری حساس بانکی میشود.
استفاده از این تکنیکها منجر به کاهش ۴۱.۳ درصدی هشدارهای نادرست و افزایش دقت تشخیص به بالای ۹۷ درصد در پلتفرمهای فینتک شده است.
نوآوری در زیرساخت: بلاکچین و تابآوری شبکه
فناوری دفتر کل توزیع شده (DLT) و بلاکچین به دلیل ویژگیهای ذاتی مانند تغییرناپذیری، شفافیت و عدم تمرکز، به عنوان ابزاری برای تقویت تابآوری زیرساختهای حیاتی مالی مطرح شدهاند.
کاربردهای استراتژیک بلاکچین در تابآوری:
-
حذف نقاط شکست واحد: در مدلهای متمرکز، از کار افتادن سرور اصلی به معنای توقف کل سیستم است؛ اما در بلاکچین، دادهها در چندین گره توزیع میشوند که پایداری شبکه را در برابر حملات خرابکارانه فیزیکی یا سایبری تضمین میکند.
-
بهبود زنجیره حسابرسی (Audit Trail): استفاده از بلاکچین برای ثبت تراکنشها منجر به کاهش ۱۶ درصدی هزینههای انطباق و افزایش سرعت گزارشدهی حسابرسی از ۵ روز به ۶ ساعت شده است.
-
مدیریت کلیدهای رمزنگاری: سیستمهای غیرمتمرکز میتوانند مدیریت کلیدها را امنتر کرده و ریسک سرقت کلیدهای ادمین که منجر به سقوط کل سیستم میشود را کاهش دهند.
با این حال، چالشهایی نظیر مقیاسپذیری و تعاملپذیری با سیستمهای قدیمی (Legacy) همچنان به عنوان موانع اصلی در پذیرش گسترده این فناوری در شبکه بانکی باقی ماندهاند.
آمادگی برای تهدیدات رمزنگاری پسا-کوانتوم (PQC)
ظهور رایانههای کوانتومی که قادر به شکستن الگوریتمهای رمزنگاری فعلی (مانند RSA و ECC) هستند، یک تهدید وجودی برای امنیت بانکی محسوب میشود. مهاجمان هماکنون در حال ذخیره دادههای رمزگذاری شده بانکها هستند تا در آینده با رایانههای کوانتومی آنها را رمزگشایی کنند (استراتژی Harvest Now, Decrypt Later).
گامهای پیشنهادی NIST برای مهاجرت به PQC در بانکها:
-
ایجاد موجودی رمزنگاری: شناسایی تمام نقاطی که از الگوریتمهای آسیبپذیر در برابر کوانتوم استفاده میکنند.
-
ارزیابی چابکی رمزنگاری (Crypto-Agility): اطمینان از اینکه سیستمهای بانکی قادرند بدون نیاز به بازطراحی کامل، الگوریتمهای خود را به نسخههای مقاوم در برابر کوانتوم (مانند ML-KEM و ML-DSA) تغییر دهند.
-
بهرهگیری از راهکارهای هیبریدی: استفاده همزمان از رمزنگاری کلاسیک و پسا-کوانتوم در طول دوره انتقال برای حفظ امنیت و سازگاری با سیستمهای قدیمی.
تحلیل حوادث سیستمی و درسهای آموخته شده برای تابآوری
بررسی حوادث اخیر در سطح جهانی نشان میدهد که حتی با وجود سرمایهگذاریهای سنگین، شکافهای عملیاتی میتوانند منجر به فجایع اقتصادی شوند.
حمله باجافزار به بانک ICBC (نوامبر ۲۰۲۳)
این حمله که توسط گروه LockBit انجام شد، بازوی مالی بزرگترین بانک جهان در ایالات متحده را هدف قرار داد. نفوذ از طریق یک آسیبپذیری در نرمافزار Citrix (معروف به CitrixBleed) صورت گرفت که منجر به اختلال در معاملات اوراق قرضه خزانهداری آمریکا شد.
-
پیامد: بانک ناچار شد سرورهای خود را از شبکه جهانی قطع کرده و معاملات را به صورت دستی و فیزیکی (با استفاده از فلشمموری) پایاپای کند.
-
درس آموخته: وابستگیهای سیستمی و عدم مدیریت سریع وصلههای امنیتی میتواند یک بانک محلی را به منشأ ریسک سیستمیک جهانی تبدیل کند. تابآوری نیازمند فراتر رفتن از مدلهای «تشخیص و واکنش» و حرکت به سمت «تداوم عملیات تحت فشار» است.
حمله به ION Trading و اختلال در بازار مشتقات
این حمله نشان داد که چگونه یک سرویسدهنده متمرکز کوچک میتواند بر صدها بانک تأثیر بگذارد. بازگرداندن سرویسها به وضعیت عادی بیش از دو هفته زمان برد که نشاندهنده سختیهای بازیابی دادهها در سیستمهای متصل به هم است.
-
درس آموخته: موسسات مالی باید تابآوری شرکای تجاری خود را نیز به دقت ارزیابی کنند. هر بانک تنها به اندازه ضعیفترین لینک در زنجیره تأمین خود قوی است.
تابآوری سایبری در نظام بانکی ایران: الزامات و زیرساختها
در جمهوری اسلامی ایران، به دلیل شرایط خاص ژئوپلیتیکی و تهدیدات سایبری هدفمند، تابآوری شبکه بانکی به عنوان یک موضوع امنیت ملی تلقی میشود.
بانک مرکزی ایران با همکاری نهادهایی نظیر افتا و شرکت کاشف، چارچوبهای سختگیرانهای را برای افزایش مقاومت شبکه ابلاغ کرده است.
سند حداقل الزامات فناوری اطلاعات بانک مرکزی
این سند به عنوان نقشه راه اصلی، بانکها را ملزم به رعایت استانداردهای مدیریت امنیت (ISO 27001) و امنیت پرداخت (PCI DSS) میکند. برخی از الزامات کلیدی شامل موارد زیر است:
-
جداسازی شبکهها: جداسازی کامل شبکه تراکنشی از شبکه اداری و مدیریتی.
-
رمزنگاری دادهها: الزام به استفاده از رمزنگاری End-to-End برای تمام دادههای حساس مشتریان.
-
احراز هویت قوی: استفاده از روشهای بیومتریک و توکنهای سختافزاری برای دسترسیهای حساس.
سامانه «سرابان» و نقش شرکت کاشف
شرکت کاشف (کاشف: کنترل ارقام شایسته فلاح) به عنوان بازوی اجرایی بانک مرکزی، مسئولیت تدوین چارچوب کنترلهای امنیتی بومی و ممیزی بانکها را بر عهده دارد. سامانه «سرابان» به عنوان نبض برخط امنیت شبکه بانکی طراحی شده است که وضعیت رعایت کنترلهای امنیتی را به صورت لحظهای رصد کرده و از موازیکاری در ممیزیها جلوگیری میکند.
گواهینامه افتا و امنیت نرمافزار
مرکز مدیریت راهبردی افتا، استفاده از محصولات نرمافزاری (بانکی، مالی و اتوماسیون) را منوط به دریافت گواهینامه امنیتی افتا کرده است.
این گواهینامه تأیید میکند که محصول در برابر تهدیدات رایج مقاوم بوده و کد منبع آن تحت تحلیلهای امنیتی قرار گرفته است. همچنین استقرار مراکز عملیات امنیت (SOC) برای پایش ۲۴/۷ ترافیک شبکه یکی از پیشنهادات اصلی افتا برای ارتقای تابآوری است.
نقشه راه راهبردی برای دستیابی به تابآوری حداکثری
برای حرکت از یک وضعیت انفعالی به یک وضعیت تابآور، شبکه بانکی باید یک برنامه جامع چند مرحلهای را دنبال کند:
گام اول: اقدامات فوری (افزایش مقاومت اولیه)
-
فعالسازی احراز هویت چندعاملی (MFA) برای تمامی حسابهای کاربری و دسترسیهای از راه دور.
-
پاکسازی دسترسیهای غیرضروری و حذف حسابهای کاربری بلااستفاده (Hygiene سایبری).
-
اجرای تستهای نفوذ دورهای و ارزیابی آسیبپذیریهای بحرانی.
گام دوم: اقدامات میانمدت (تحکیم زیرساخت)
-
پیادهسازی معماری اعتماد صفر و ریزبخشبندی شبکه برای جلوگیری از گسترش حملات.
-
استقرار سیستمهای پشتیبانگیری تغییرناپذیر و ایجاد نسخههای آفلاین (Air-gapped).
-
توسعه و تمرین برنامههای واکنش به حوادث (Incident Response) و بازیابی فاجعه (Disaster Recovery) از طریق مانورهای سایبری.
گام سوم: اقدامات بلندمدت (تابآوری استراتژیک)
-
استفاده از هوش مصنوعی و یادگیری عمیق برای پایش رفتاری و شکار فعال تهدیدات.
-
مهاجرت به زیرساختهای رمزنگاری مقاوم در برابر کوانتوم (PQC).
-
توسعه فرهنگ «امنیت به عنوان محصول» که در آن تابآوری یک مزیت رقابتی و بخشی از ارزش پیشنهادی بانک به مشتری است.
نتیجهگیری
تابآوری شبکه بانکی در دنیای امروز دیگر با تعداد فایروالها یا قدرت رمزنگاری سنجیده نمیشود؛ بلکه با سرعت و دقت بانک در بازگشت به عملیات عادی پس از یک فاجعه تعریف میگردد.
همانطور که بررسی حوادث جهانی مانند ICBC نشان داد، مرزهای دیجیتال نفوذپذیر هستند و تنها سازمانهایی دوام میآورند که برای «بدترین سناریو» آماده شده باشند.
ادغام تکنولوژیهای نوظهور نظیر هوش مصنوعی برای پایش هوشمند، بلاکچین برای شفافیت و اتاقهای تمیز برای بازیابی امن، ستونهای اصلی تابآوری مدرن را تشکیل میدهند.
در نظام بانکی ایران، همسویی با استانداردهای ابلاغی بانک مرکزی و تمرکز بر بومیسازی راهکارهای امنیتی، کلید حفظ اعتماد مشتریان و ثبات نظام اقتصادی در برابر خرابکاریهای سایبری خواهد بود. تابآوری سایبری نه یک مقصد، بلکه یک سفر مداوم از انطباق و تکامل است که باید در بالاترین سطوح مدیریتی بانکها نهادینه شود.






