تاب‌آوری سیستمی و محیطی: دو بال ضروری برای بقا در عصر آشوب

تاب‌آوری سیستمی و محیطی: دو بال ضروری برای بقا

مقدمه: تغییر پارادایم از فرد به سیستم

در جهانی که به سرعت تحت تأثیر شوک‌های پی‌درپی اقتصادی، سیاسی و به‌ویژه اقلیمی قرار دارد، دیگر نمی‌توان تنها بر قدرت درونی افراد تکیه کرد.

مفهوم «تاب‌آوری» (Resilience) دچار یک تحول پارادایمی شده است؛ کانون توجه از توانایی فرد برای “برگشتن به حالت اولیه” به ظرفیت کل سیستم‌ها برای “سازگاری، یادگیری و رشد” پس از اختلال تغییر کرده است.

تاب‌آوری سیستمی به قابلیت یک ساختار بزرگ (مانند اقتصاد، دولت یا زیرساخت) برای جذب شوک‌ها، حفظ عملکرد حیاتی و بازسازی مؤثر اشاره دارد، در حالی که تاب‌آوری محیطی بر توانایی سیستم‌ها برای مقاومت در برابر فشار‌های ناشی از تغییرات اقلیمی و زیست‌محیطی تمرکز می‌کند.

در این مقاله، ما به بررسی دو حوزه حیاتی که این مفهوم جدید تاب‌آوری سیستمی در آن‌ها نمود پیدا کرده است، یعنی بازار کار جهانی و زنجیره‌های تأمین تجاری می‌پردازیم.

تاب‌آوری در بازار کار جهانی: مقابله با بحران اقلیمی

بازارهای کار، ستون فقرات هر جامعه‌ای هستند، اما اکنون با مگاترندهای عظیمی چون اتوماسیون و مهم‌تر از آن، تغییرات آب‌وهوایی مواجه‌اند. گزارش‌های بین‌المللی مانند شاخص جهانی تاب‌آوری نیروی کار (Global Labour Resilience Index – GLRI) تأکید دارند که پایداری شغلی و اجتماعی مستقیماً تحت تأثیر آمادگی یک کشور در برابر این چالش‌ها قرار دارد.

الف) چالش‌های تغییرات آب‌وهوایی بر نیروی کار

تغییرات اقلیمی تنها یک تهدید محیط زیستی نیست؛ بلکه یک تهدید برای سلامت، امنیت و پایداری مشاغل است.

  1. جابجایی و مهاجرت اجباری: افزایش رویدادهای شدید آب‌وهوایی (سیل، خشکسالی) منجر به آوارگی و جابجایی گسترده نیروی کار می‌شود که این امر، فشار مضاعفی بر بازارهای کار میزبان وارد می‌کند.
  2. تأثیر بر سلامت جسمی و روانی: افزایش دما و آلودگی‌ها مستقیماً بر بازدهی و سلامت جسمی کارگران (به ویژه در بخش‌های کشاورزی و ساختمانی) تأثیر می‌گذارد و اضطراب اقلیمی، تاب‌آوری روانی نیروی کار را کاهش می‌دهد.
  3. عدم آمادگی برای گذار سبز: بسیاری از کشورها، به‌ویژه اقتصادهای با درآمد پایین، هنوز برای تحولات شغلی ناشی از سیاست‌های سبز (مانند گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر) آماده نیستند. این عدم آمادگی می‌تواند منجر به بیکاری ساختاری و افزایش نابرابری شود.

ب) ضرورت “انتقال سبز” و تاب‌آوری شغلی

برای تقویت تاب‌آوری بازار کار، سیاست‌گذاران باید یک استراتژی کل‌نگر را اتخاذ کنند که سیاست‌های اقلیمی و کار را ادغام نماید. این مفهوم «انتقال سبز» یا «گذار به مشاغل سبز» نامیده می‌شود.

  • اولویت آموزش مهارت‌های سبز: سرمایه‌گذاری در آموزش و بازآموزی نیروی کار برای مشاغل مورد نیاز در اقتصادهای کربن‌خنثی (مانند نصب پنل‌های خورشیدی، مدیریت پسماند و مهندسی پایداری).
  • تسهیل بازگشت به کار: ایجاد شبکه‌های حمایتی قوی برای کارگرانی که شغل خود را به دلیل تغییرات اقلیمی یا سیاست‌های گذار از دست می‌دهند.
  • رهبری اروپا: کشورهای اروپایی مانند سوئیس، دانمارک و هلند با داشتن نهادهای کیفی و چارچوب‌های سیاستی پیشرفته، در زمینه تاب‌آوری بازار کار و آماده‌سازی برای انتقال سبز، پیشرو جهانی محسوب می‌شوند.

تاب‌آوری تجاری و زنجیره تأمین: شفافیت، محیط زیست و بقا

زنجیره‌های تأمین، به دلیل گستردگی و وابستگی متقابل، یکی از آسیب‌پذیرترین سیستم‌ها در برابر شوک‌های جهانی (از پاندمی‌ها تا تنش‌های ژئوپلیتیک) هستند.

در حال حاضر، تاب‌آوری زنجیره تأمین دیگر فقط به معنای داشتن یک تأمین‌کننده جایگزین نیست، بلکه به معنای ادغام کامل ریسک‌های محیطی و اقلیمی در مدل‌های عملیاتی است.

الف) معیارهای جدید در شاخص‌های جهانی تاب‌آوری

شاخص‌های معتبری چون شاخص تاب‌آوری جهانی FM Global (FM Global Resilience Index) نشان می‌دهند که تعریف تاب‌آوری تجاری به طور چشمگیری گسترش یافته است. عوامل کلاسیک (مانند ثبات سیاسی) در کنار معیارهای جدید محیطی قرار گرفته‌اند:

عامل جدید تاب‌آوری اهمیت در مدیریت ریسک
استرس آبی (Water Stress) کمبود آب در یک منطقه می‌تواند تولید را متوقف کند یا منجر به افزایش هزینه‌های عملیاتی شود.
انتشار گازهای گلخانه‌ای (GHG) شرکت‌هایی با انتشار بالا در معرض ریسک‌های نظارتی، جریمه‌ها و تحریم‌های مصرف‌کنندگان قرار دارند.
قرار گرفتن در معرض تغییرات اقلیمی ارزیابی ریسک‌های فیزیکی مستقیم (مانند سیل، آتش‌سوزی) بر دارایی‌ها و مکان‌های تولید.
آموزش و استفاده از اینترنت نشان‌دهنده ظرفیت جامعه برای انطباق، نوآوری و دسترسی به اطلاعات در زمان بحران است.

کشورهایی که در این معیارها عملکرد بهتری دارند (مانند دانمارک، لوکزامبورگ و سنگاپور)، به عنوان محیط‌های تجاری مقاوم‌تر شناخته می‌شوند، زیرا کسب‌وکارها در آنجا به‌طور متوسط بیش از ۳۰ درصد سریع‌تر از ضررهای مالی ناشی از شوک‌ها بهبود می‌یابند.

ب) شفافیت تقاضا: قلب تاب‌آوری زنجیره تأمین

یکی از نیازهای حیاتی در تاب‌آوری تجاری، شفافیت تقاضا (Demand Transparency) است.

در گذشته، پیش‌بینی تقاضا بر اساس روندهای تاریخی صورت می‌گرفت، اما در دنیای امروز، نوسانات بازار بسیار شدیدتر است.

  • مدیریت ریسک در زمان واقعی: مدیران ارشد تدارکات معتقدند که بهبود شفافیت تقاضا با تأمین‌کنندگان، از طریق سیستم‌ها و فرآیندهای به‌روز و آنی، مؤلفه‌ای حیاتی برای عبور موفقیت‌آمیز از آشفتگی بازار در آینده است.
  • نقش هوش مصنوعی در پیش‌بینی: پذیرش هوش مصنوعی مولد و سایر فناوری‌های داده‌محور، امکان‌پذیرفته شدن برنامه‌ریزی ظرفیت کارآمد و پیش‌بینی تقاضای بلادرنگ (Real-Time) را فراهم می‌کند. این ابزارها به شرکت‌ها اجازه می‌دهند تا موجودی خود را به طور بهینه مدیریت کنند، اختلالات را کاهش دهند و از هدر رفت منابع جلوگیری کنند.

ارتباط متقابل و چشم‌انداز آینده

تاب‌آوری بازار کار و تاب‌آوری زنجیره تأمین به شدت به یکدیگر وابسته هستند.

اختلال در زنجیره تأمین (مانند کمبود قطعات) مستقیماً منجر به توقف تولید و بیکاری می‌شود، در حالی که کمبود نیروی کار ماهر (عدم آمادگی بازار کار) توانایی سیستم تجاری برای انطباق و نوآوری را تضعیف می‌کند.

الف) تاب‌آوری در برابر ریسک‌های جهانی

گزارش‌های جهانی ریسک (Global Risks Report) هشدار می‌دهند که جهان از مرزهای تاب‌آوری خود گذشته است و شوک‌های کوچک می‌توانند منجر به فروپاشی شوند. در این شرایط، سه حوزه زیر به‌عنوان محورهای تاب‌آوری آینده شناخته می‌شوند:

  1. اجتماعات و جوامع محلی: تأکید بر تقویت تاب‌آوری در سطح محلی و جامعه برای واکنش سریع به بلایا.
  2. حاکمیت داده و امنیت سایبری: تاب‌آوری یک سیستم بدون امنیت داده‌های آنی و شفافیت آن امکان‌پذیر نیست.
  3. همکاری متقابل: شرکت‌ها و دولت‌ها باید فراتر از منافع فردی حرکت کرده و برای تقویت تاب‌آوری مشترک در برابر ریسک‌های سیستماتیک (مانند بحران‌های آب‌وهوایی) همکاری کنند.

نتیجه‌گیری و راهکارهای عملی برای تقویت تاب‌آوری سیستمی

تمرکز بر تاب‌آوری سیستمی و محیطی یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت بقا است. این تحول، نیازمند یک بازنگری کامل در نحوه مدیریت ریسک در سطح کلان است.

راهکارهای عملی:

  1. سیاست‌گذاری یکپارچه: دولت‌ها باید سیاست‌های بازار کار را با اهداف زیست‌محیطی خود (اقتصاد سبز) ادغام کنند تا انتقال شغلی به صورت عادلانه و مؤثر انجام شود.
  2. سرمایه‌گذاری در فناوری‌های داده‌محور: شرکت‌ها باید در سیستم‌های پیش‌بینی تقاضا مبتنی بر هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری کنند تا بتوانند از طریق شفافیت داده، ریسک‌های زنجیره تأمین را پیش‌بینی و مدیریت نمایند.
  3. بازتعریف مکان‌یابی (Site Selection): در تصمیم‌گیری‌های کلان تجاری، علاوه بر هزینه‌های کلاسیک، باید معیارهای محیطی جدید (مانند استرس آبی و ریسک اقلیمی) را در اولویت قرار دهند.
  4. توسعه مهارت‌های انطباقی: در سطح سازمانی، مهارت‌هایی چون «انعطاف‌پذیری شدید»، «کنجکاوی» و «تنظیم هیجان» باید به عنوان مهارت‌های ضروری در تمام سطوح سازمانی آموزش داده شوند تا تیم‌ها بتوانند تحت فشار شکوفا شوند.

با پذیرش این رویکرد سیستمی، کشورها و سازمان‌ها می‌توانند نه تنها در برابر آشوب‌ها مقاومت کنند، بلکه از آن‌ها به عنوان فرصتی برای جهش، نوآوری و ایجاد یک آینده پایدارتر استفاده نمایند. تاب‌آوری سیستمی و محیطی: دو بال ضروری برای بقا 

تاب‌آوری سیستمی و محیطی: دو بال ضروری برای بقا در عصر آشوب
تاب‌آوری سیستمی و محیطی: دو بال ضروری برای بقا در عصر آشوب

رسانه تاب آوری ایران

رسانه تاب آوری ایران، اولین رسانه تاب آوری اجتماعی، مرجع رسمی آموزش، پژوهش، نشر کتاب، یادداشتها و مقالات تاب آوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا