
تابآوری محلهمحور
گذار از مدیریت بحران دولتی به خودپایداری اجتماعی
تابآوری به معنای توانایی یک سیستم برای بازگشت به حالت اولیه پس از شوک یا انطباق مثبت با شرایط بحرانی است.
در رویکرد محلهمحور، هدف این است که محله نه تنها در برابر آسیبها “دوام” بیاورد، بلکه از دل بحران، قویتر و سازمانیافتهتر خارج شود.
ارکان اساسی آموزش تابآوری در محله
آموزش تابآوری یک فرآیند صرفاً کلاسی نیست، بلکه مجموعهای از فعالیتهای میدانی است که بر چهار رکن اصلی استوار است:
سرمایه اجتماعی: تقویت اعتماد بین همسایگان و افزایش روحیه داوطلبانه.
آگاهی و دانش: شناخت مخاطرات خاص هر محله (مثلاً شناسایی بافتهای فرسوده یا نقاط حادثهخیز).
دسترسی به منابع: آموزش چگونگی توزیع عادلانه و سریع امکانات در زمان بحران.
رهبری محلی: شناسایی و آموزش افراد تاثیرگذار محله (معتمدین، کسبه، جوانان فعال) به عنوان مدیران بحران محلی.
فرآیند اجرایی آموزش تابآوری محلهمحور
برای پیادهسازی این الگو، مددکاران اجتماعی و تسهیلگران مراحلی را طی میکنند که هر یک پروتکلهای آموزشی خاص خود را دارد:
مرحله اول: نقشهبرداری مشارکتی از مخاطرات (Social Mapping)
در این مرحله، اهالی محله دور هم جمع شده و نقشه محله خود را ترسیم میکنند. آنها باید پاسخ دهند:
امنترین و خطرناکترین نقاط محله کجا هستند؟
افراد آسیبپذیر (سالمندان تنها، معلولان، خانوادههای پرخطر) در کدام خانهها ساکنند؟
منابع حیاتی (مساجد، مدارس، شیرهای هیدرانت آتشنشانی) کجای محله قرار دارند؟
مرحله دوم: تشکیل گروههای اقدام محلی
آموزش به صورت گروههای کوچک (Team-based Learning) اثربخشی بیشتری دارد.
تشکیل گروههایی نظیر “گروه واکنش اضطراری محله” یا “گروه حمایت روانی-اجتماعی” باعث میشود هر فرد نقش خود را در زمان صلح و بحران بداند.
مرحله سوم: آموزش مهارتهای فنی و نرم
مهارتهای سخت: کمکهای اولیه، اطفای حریق مقدماتی، و مقاومسازی ساده سازهها.
مهارتهای نرم: مدیریت استرس در بحران، حل تعارضات محلی، و سواد رسانهای (برای جلوگیری از انتشار شایعات در زمان حادثه).
نقش مددکاران اجتماعی در تابآوری محله
مددکار اجتماعی در این فرآیند نقش “تسهیلگر” (Facilitator) را ایفا میکند، نه “رئیس”. وظایف اصلی او عبارتند از:
ایجاد شبکه (Networking): اتصال محله به نهادهای رسمی نظیر شهرداری، هلال احمر و بهزیستی.
ظرفیتسازی: کشف استعدادهای نهفته در محله؛ مثلاً آموزش به مکانیکهای محله برای تعمیر تجهیزات در شرایط اضطراری.
مداخله در بحرانهای اجتماعی: در محلات درگیر با آسیبهای اجتماعی (مثل اعتیاد)، تابآوری به معنای ایجاد “سپر حمایتی” برای کودکان و نوجوانان محله است.
مدلهای نوین آموزش تابآوری در ایران
در سالهای اخیر، طرحهایی مانند “خانه دوام و ایمنی” در شهرداریها یا “طرح محب” در سازمان بهزیستی با هدف ارتقای تابآوری محلهمحور اجرا شدهاند.
پروتکلهای این طرحها بر آموزشهای سناریومحور تاکید دارند.
یعنی محله در قالب مانورهای دورهای، یک بحران فرضی را تجربه کرده و نقاط ضعف خود را در آموزشها اصلاح میکند.
چالشهای تابآوری محلهمحور در ایران
تمرکزگرایی اداری: تمایل دولتها به مدیریت از بالا به پایین، مانع از شکلگیری قدرتهای محلی داوطلبانه میشود.
تغییرات بافت محله: مهاجرتهای مداوم و جابجایی ساکنین در کلانشهرها، باعث تضعیف “حس تعلق به مکان” شده و پیوندهای همسایگی را سست میکند.
پایداری انگیزهها: دشواری در حفظ مشارکت مردم در زمانهای آرامش (زمانی که بحرانی وجود ندارد).
چشمانداز آینده: محلههای هوشمند و تابآور
با ورود تکنولوژی، آموزش تابآوری محلهمحور در حال تغییر است.
استفاده از اپلیکیشنهای محلی برای اطلاعرسانی سریع، ایجاد گروههای مجازی برای پایش امنیت محله و استفاده از دادههای مکانی (GIS) برای مدیریت منابع، افقهای جدیدی را پیش روی مددکاران اجتماعی قرار داده است.
نتیجهگیری
آموزش تابآوری محلهمحور، قلب تپنده توسعه پایدار است.
محلهای که بداند چگونه از ضعیفترین اعضای خود محافظت کند و در زمان سختی به جای فرار، به همکاری روی بیاورد، محلهای است که هزینههای حاکمیتی را کاهش و کیفیت زندگی را افزایش میدهد.
این رویکرد، مددکاری اجتماعی را از یک حرفه پشتمیزنشین به یک حرکت اجتماعی پویا تبدیل میکند که ریشه در خاک محله و قلب مردم دارد.






