
رسانه تاب آوری ایران: تحقیق در حوزه تابآوری در سالهای اخیر از تمرکز صرف بر «بازگشت به حالت اولیه» فاصله گرفته و به سمت مفهوم «رشد پس از فاجعه» (Post-Traumatic Growth) و «تابآوری تحولآفرین» حرکت کرده است.
نوشتار زیر با تکیه بر نظریات آکادمیک بینالمللی از جمله مدلهای آن مِستن (Ann Masten) و فروم والش (Froma Walsh)، به بررسی مسیر عبور از بحران و رسیدن به مرحله رویش دوباره میپردازد.
مسیر تابآوری و رویش دوباره: فراتر از بقا
در دنیای پرشتاب و غیرقابل پیشبینی امروز، تابآوری دیگر یک «گزینه» نیست، بلکه یک «ضرورت تکاملی» است.
برخلاف تصور عموم که تابآوری را به معنای مقاومت صلب در برابر فشار میدانند، رفرنسهای مدرن علمی آن را به عنوان یک فرآیند پویا و سیستمیک تعریف میکنند.
بازتعریف تابآوری: جادوی معمولی
آن مِستن، پژوهشگر برجسته دانشگاه مینه سوتا، تابآوری را «جادوی معمولی» (Ordinary Magic) مینامد.
او معتقد است تابآوری ناشی از قدرتهای فوقبشری نیست، بلکه نتیجه عملکرد صحیح سیستمهای انطباقی بشر (خانواده، روابط اجتماعی، مهارتهای شناختی و ساختارهای مغزی) است.
در مسیر رویش دوباره، اولین گام درک این مطلب است که منابع لازم برای عبور از بحران، در بطن زندگی روزمره و روابط انسانی ما نهفته است.
ارکان سهگانه رویش دوباره (نظریه سیستمی)
برای اینکه تروما و سختی به شکوفایی تبدیل شود، سه رکن اساسی بر اساس مدلهای بینالمللی مددکاری اجتماعی و روانشناسی مثبتگرا شناسایی شده است:
الف) معنابخشی به رنج (Belief Systems)
بر اساس نظریات ویکتور فرانکل و مدلهای توسعهیافته توسط فروم والش، افرادی که موفق به رویش دوباره میشوند، کسانی هستند که میتوانند برای رنج خود «معنا» پیدا کنند.
این به معنای نادیده گرفتن درد نیست، بلکه به معنای گنجاندن رنج در یک چارچوب بزرگتر از زندگی است که به فرد اجازه میدهد هویت جدیدی فراتر از یک «قربانی» برای خود بسازد.
ب) بازسازماندهی و انعطاف (Organizational Patterns)
رویش دوباره مستلزم تغییر در ساختار زندگی است. این شامل:
- انعطافپذیری: توانایی تغییر نقشها و قواعد زندگی در پاسخ به شرایط جدید.
- اتصال (Connectedness): حفظ پیوند با شبکههای حمایتی در حالی که فرد استقلال خود را نیز بازسازی میکند.
ج) فرآیندهای ارتباطی و حل مسئله (Communication/Problem Solving)
شفافیت در بیان احساسات و اشتراکگذاری تجربیات تروما با دیگران، کلید اصلی تخلیه هیجانی و حرکت به سمت حل مسئله است.
جوامعی که تابآوری بالایی دارند، پروتکلهای ارتباطی باز و صادقانهای را ترویج میکنند.
مدل رشد پس از فاجعه (PTG)
نظریه رشد پس از فاجعه که توسط تِدِچی و کالهون (Tedeschi & Calhoun) مطرح شد، بیان میکند که بسیاری از افراد پس از تجربه بحرانهای عظیم، تغییرات مثبتی را گزارش میکنند که پیش از بحران وجود نداشت. این رشد در ۵ حوزه تجلی مییابد:
- قدرت شخصی: احساس قویتر بودن نسبت به قبل.
- ارتباط با دیگران: ایجاد پیوندهای صمیمیتر و همدلانهتر.
- امکانات جدید: شناسایی مسیرهای شغلی یا زندگی که قبلاً دیده نمیشدند.
- قدرشناسی از زندگی: تغییر اولویتها و ارزش قائل شدن برای لحظات کوچک.
- تغییر معنوی: درک عمیقتر از مسائل وجودی.
از تابآوری فردی به تابآوری اجتماعی
رفرنسهای مدرن مددکاری اجتماعی تأکید دارند که «رویش دوباره» نباید تنها بر دوش فرد باشد.
مفهوم تابآوری بومشناختی (Ecological Resilience) بیان میکند که محیط (دولت، نهادهای مدنی و رسانهها) موظف است بستری فراهم کند که «مسیر تابآوری» هموار شود.
دسترسی به عدالت اجتماعی، امنیت اقتصادی و رسانههای آگاهیبخش، مواد مغذی خاکی هستند که رویش دوباره در آن اتفاق میافتد.
نتیجهگیری
مسیر تابآوری یک خط مستقیم نیست؛ بلکه چرخهای از فروریختن، آموختن و بازسازی است.
رویش دوباره زمانی رخ میدهد که ما بحران را نه به عنوان یک بنبست، بلکه به عنوان یک «تغییر فاز» در زندگی در نظر بگیریم.
همانطور که در اکولوژی، پس از یک آتشسوزی مهیب، جنگل با گونههای مقاومتر و متنوعتر بازمیگردد، روح انسان و ساختارهای اجتماعی نیز با تکیه بر علم مددکاری و روانشناسی مدرن، پتانسیل شکوفایی در ابعادی وسیعتر را دارند.
منابع کلیدی:
- Masten, A. S. (2014). Ordinary Magic: Resilience in Development.
- Walsh, F. (2016). Strengthening Family Resilience.
- Tedeschi, R. G., & Calhoun, L. G. (2004). Posttraumatic Growth: Conceptual Foundations and Empirical Evidence.




